فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

282

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

بقدرى درهم و انبوه بود كه نور خورشيد كمترين راهى در آن نداشت چنان كه فضاى آن را بايد تاريك توصيف كرد تا تيره و تار يا كم‌نور . بقاياى همراهان و ساربانان نيز زير درخت چنار بزرگ و ستبرى كه از قديم الايام منزلگاه همهء كاروانهائى است كه از شيراز و اصفهان و قزوين يا تبريز مىآيند براحتى آرميدند . زير شاخه‌هاى اين درخت ، بسيار دور از رستنگاه آن ، خانهء كوچكى هست كه ساكنان آن كاه و جو و ديگر خوراكيها را به عابران مىفروشند . شهر نطنز در دره‌اى واقع شده است كه از مغرب و جنوب به صخره‌اى عظيم و از شرق و شمال به كوههاى كوچكترى محدود مىگردد چنان كه شهر از هرطرف محصور در كوهسار است . همانطور كه پيشتر گفته‌ايم كوههائى كه فارس را از آذربايجان جدا مىكنند صاف و هموارند و تقريبا هيچگونه صخره‌اى در آنها به چشم نمىخورد ، اما كوههاى اطراف نطنز بسيار خشن و صعب العبور است ، جز آنكه در برخى نواحى از يكديگر فاصله مىگيرند و بخصوص در جايهائى كه جاده را قطع مىكنند گذرگاههاى راحت دارند . در كوههاى واقع بين اصفهان و قزوين آبهاى فراوان و گوارا از قله‌ها جريان مىيابند و به قعر دره كه جاده را در طول نيم فرسنگ در برمىگيرد سرازير مىشوند . اين آبها در مسير اصفهان به قزوين در دست راست قرار مىگيرند . فراوانى آب موجب شده است كه باوجود عقيم و سنگى بودن زمين ، سراسر دره از باغهائى انباشته از بهترين ميوه‌ها پوشيده باشد . درختان ميوه و تاكها چنان همه‌جا را انباشته‌اند كه كسانى كه جاده را بلد نباشند به زحمت راه شهر را پيدا مىكنند . چنان كه ما نيز هرچند ماهتابى بهتر از آفتاب نيم روز هوا را روشن كرده بود راه را گم كرديم . نطنز در مسير قزوين به اصفهان در ميان اين دره قرار گرفته است . در مدخل شهر مسجدى بزرگ هست كه زائران و مسافران و بخصوص كسانىكه عقايد مذهبيشان آنها را به ديدار اماكن مقدسه مىكشاند مىتوانند در آن اقامت كنند زيرا سلطانيه ، اردبيل و مشهد كه از شهرهاى مشهور و مقدس و مذهبى ايران به حساب مىآيند در